محمدتقى نورى
281
اشرف التواريخ ( فارسي )
خط مبارك خود به پادشاه عالميان پناه نوشته ، متمنّى انصراف آن اراده كه در خاطر « 1 » پادشاهى رسوخ تام و تمام پذيرفته بود گرديده ، حضرت « 2 » ظلّ اللهى بنابر رضاجويى خاطر فرزندان ارشد « 3 » خود ، آن راى را از خاطر مبارك متروك « 4 » و يك هزار نفر از غازيان ركابى دستهء قراچورلو علاوه بر عساكر مأمورين خراسان ابواب جمع و در بيست و هفتم شهر محرم الحرام سنهء 1220 بارس ئيل « 5 » تركى حركت ايشان مسموع و مذكور گرديد . « 6 » تطاول ايشپخدر سردار روس به ولايت باكو و شيروان و مقتول شدن آن مخذول به تيغ انتقام غازيان جلادتنشان . « 7 » ايشپخدر ، سردار روس ، در اصل « 8 » زمستان بار اقامت منحوس خود را در گنجه كه مأمن آن بداختر بود گشوده به اهتمام تمام در تسخير شيروانات « 9 » و قبه و دربند و بادكوبه « 10 » پرداخته ، دمى از هواى تسخير آن ولايات نمىآسود و به بستر استراحت لحظه [ اى ] « 11 » نمىغنود . تا اينكه مصطفى قلى خان ، حاكم شيروان ، « 12 » از تطاول آن خذلاننشان در تضييق محاصره افتاده ، به هزار مشقّت از آنجا خود را به سقناق كشيده « 13 » ، تمامى شروانات مسخّر آن شقاوت سير گرديده ، چون از شدّت زمستان و كثرت برف و باران راه چاره « 14 » از چهار طرف مسدود بود ، مأيوس گرديده ، از در صلح « 15 » و استيمان درآمده ، خواهشمند گرديد كه ايشپخدر خود رفته
--> ( 1 ) . مج : مزاج . ( 2 ) . مج : حضرت اعلى شاهى . ( 3 ) . مج : فرزند رشيد . ( 4 ) . مج : متحرف . ( 5 ) . متن : بارس ايل . ( 6 ) . مج : در بيست و هفتم شهر محرم الحرام 1220 از درگاه فلك احتشام مأمور به ركاب ظفرفرجام شاهزادهء نصرت انجام فرمودند و الى حال كه سيزدهم شهر صفر المظفر سنهء 1220 بارس ئيل تركى است به تواتر خبر حركت ايشان مسموع و مذكور مىشود . ( 7 ) . مج : از « به تيغ . . . » تا اينجا را ندارد . ( 8 ) . مج : ميان . ( 9 ) . مج : شروانات . ( 10 ) . مج : باكوبه . ( همهجا ) ( 11 ) . مج : « لحظه » ندارد . ( 12 ) . مج : شروان . ( 13 ) . مج : انداخته . ( 14 ) . مج : چون در چلهء زمستان و شدت برودت و كثرت برف راه چارهپژوهى . ( 15 ) . مج : مسدود بود و مأيوس گرديده بود از در امان .